تقلید
موضوع: تقلید حدود شصت سال پیش یک آخوند به روستائی رسید. >با دیدن مسجد قدیمی آن روستا متوجه شد که مردم این روستا مسلمان هستند و با خوشحالی به نزد کدخدا رفت و اعلام کرد که میتواند پیش نماز آن روستا باشد. >کدخدا که سالها بود نماز نخوانده بود و نماز جماعت را که اصولا در عمرش >ندیده بود، با خودش فکر کرد که اگر به این مرد روحانی بگویم که من نماز >بلد نیستم که خیلی زشت است، بنابراین بدون آنکه توضیحی بدهد، موافقت کرد. >همان شب او تمام اهالی را جمع کرد و برایشان موضوع آمدن پیش نماز را شرح >داد و در آخر گفت که قواعد نماز را بلد نیست و پرسید چه کسی از میان شما این قواعد را میداند؟ نگاه های ...
نویسنده :
مامان مژگان
9:01






