شیرین کاریهای آرتین
آرتین مامان تو این سن دوست داره
با گوشی تلفن کمی حرف بزنه و بعد اون رو محکم بکوبونه به این طرف اون طرف
جعبه ی دستمال کاغذی رو خالی کنه و دستمال هاش رو تیکه تیکه
یه نفر کلا موظف باشه وایسه کنار آیفون تصویری تا ایشون دد و اددد کنن
دوست دارن رو شونه های بابایی سوار شن و هی بابایی راه برن دور خونه
دوست دارن هی موبایل مامان رو بگیرن و با شدت هرچه تمام تر پرتابش کنن
بله متشکرم 
دوست دارن هی با کلید و پریز برق بازی کنن و چراغها رو خاموش روشن
دوست دارن تمام شارژرها رو تا ته بکنن تو حلق مبارک
دوست دارن مامانشون کلا حتی برای مدت ده ثانیه از کنارشون تکون نخورن و دائما جلوی چشمشون باشن
دوست دارن وقتی غذا میخورن یه قاشق دست ایشون باشه یه قاشق دست مامان
دوست دارن تا روزی صد مرتبه تشریف ببرن ددرو تا وقتی بیرون هستن کلا یه پارچه آقا و ساکت هستن
الهی مامان فدای تو بشه عروسکم
آرتین مامان تو این سن دوست نداره 
تحت هیچ شرایطی کلاه سرش کنه

دوست نداره تو تخت پارکش بخوابه
دوست نداره جوراب و کفش پاش باشه
دوست نداره وقتی سرما خورده کسی دست به بینیش بزنه 
اصلا دوست نداره بیشتر از 5 دقیقه با یه اسباب بازی بازی کنه
کوچولوی مامان تو این سن بلده
پسرم تو این سن بلده بای بای کنه
بلده بگه مامان
بلده بگه بابا

بلده موش کنه
بلده دست بزنه
بلده نای نای کنه
بلده هر چیزی رو تا سر حد ... بکوبونه این طرف و اونطرف تا خورد بشه

بلده بغل هر کس که میره حسابی با ناخن و انگشتای کوچولوش صورتش رو بچلونه
آفرین آفرین
میتونه بفهمه کی داره میره ددر تا خودش رو پرتاب کنه تو بغلش
آرتین مامان همیشه آماده برای بیرون رفتن
پیش به سوی ددر 


شیرین کاریهای آرتین
