آرتین آرتین ، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 7 روز سن داره

آرتین خان مردی از دیار پاکی

سوختم باران ببار

سوختم باران بزن شاید...   سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی              شاید امشب سوزش این زخم هارا کم کنی                                                     آه باران من سراپای وجودم آتش است                   &n...
20 اسفند 1390

زنها دوست داشتنی هستند

چتر حمایت او را احساس می کنی……………….. .زمانی که خواهر توست….. گرمای محبت او را احساس می کنی……………زمانی که دوست توست…… هیجان و عشق او را احساس می کنی……………زمانی که عاشق توست……. از خود گذشتگی او را احساس می کنی………..زمانی که همسر توست…… پرستش وایثار او را احساس می کنی……….زمانی که مادر توست…. دعای خیر او را احساس می کنی……….زمانی که مادر بزرگ توست وباز هنوز او استقامت دارد……………… ...
20 اسفند 1390

برای آرتینم

  سلام ماه من .. دیدی آنقدر تقویم هایمان ورق خورد تا تولدت شد .. چقدر صبر کردم تا تولدت را در کنار تولدم جشن بگیرم .. حالا تو منت سر من و اسفند گذاشتی و با آمدنت بهار را خجالت دادی .. چقدر زیباست بهاری که تو نوبرش کردی .. ماه من آرتین من
20 اسفند 1390

ماه من

  ماه من غصه نخور زندگی جذر و مد داره دنیامون یه عالمه آدمه خوب و بد داره ماه من غصه نخور همه که دشمن نمیشن همه که پر ترک مثل تو و من نمیشن ماه من غصه نخور مثل ماها فراوونه خیلی کم پیدا میشه کسی رو حرفش بمونه ماه من غصه نخور گریه پناه آدماست تر و تازه موندن گل ماله اشک شبنماس ماه من غصه نخور زندگی بی غم نمیشه اونی که غصه نداشته باشه ادم نمیشه ماه من غصه نخور خیلیا تنهان مثل تو خیلیا با زخمای زندگی آشنان مثل تو ماه من غصه نخور زندگی خوب داره و زشت خدا رو چه دیدی شاید فردامون باشه بهشت ماه من غصه نخور        ...
20 اسفند 1390

تولد خاله مریم

دیروز تولد خاله مریم بود همگی رفتیم خونه مامانی البته قرار بود بریم خونه خاله مریم  که حال بابایی بد شد صبح ساعت ١٠ بود که خاله مریم به مامانم زنگ زد گفت ما بابا رو آوردیم بیمارستان انگار دنیا رو رو سر مامانم خراب کردن  خدا رو شکر بخیر گذشت بابایی کلی آزمایش داد و سیتی اسکن کرد  ول یچیزی نبود امیدوارم بابایی زود زود بهتر بشه بازم تولد خاله مریم مبارک خاله جونم ١٢٠ ساله بش ی ...
20 اسفند 1390

شیطونی آرتین

آرتین گلم خیلی این روزا شیطونی میکنه  دنبال من میاد تو آشپزخونه در کابینتا رو باز می کنه در کشو رو باز میکنه هر چی توش هست می ریزه بیرون دیروز هم از بس شیطونی کرد دستش گیر کرد لای در کابینت خلاصه خیلی این پسر من بلا شده   ...
15 اسفند 1390